از حالا بگویم که بین این پاراگراف ها دنبال ارتباط منطقی نگرد، گشتم نبود. کلن فکر می کنم آدمیزاد گاهی باید منطق و نظم و ترتیب و اینها را بگذارد دم کوزه آبش را بخورد. و چه می دانی که چه کیفی دارد؟
خانم می فرمان (سلام حسین لاغر که عاشق این مدل نوشته هاتم، مگه قرار نبود از دست پختم تعریف کنی. چی شد پ؟ - سلام خانم مریم مومنی خانم ایضا)
قلب منی چه جوری دوست نداشته باشم
عشق منی چه جوری می خوای ازت جدا شم
یا یه همچین چیزی.
خبری نیست. به زور و مشت و لگد سرم را می کنم توی این چند کتابی که باید برای امتحان بخوانم. گیج می زنم بین یک پاراگراف از این کتاب و یک خط از آن کتاب. جدیت و نظم پسر را می بینم و گاهی سوالی هم می کنم و حسودی ام قلمبه تر می شود که او زبانش بهتر از من است. و از این همه حسادت به همسرم در عجبم.
خانه تکانی در کار نیست. یعنی نه حوصله اش هست نه وقتش. به همه می گویم بی خیال این سنت های دست و پاگیر و در دلم می گویم آره جون عمت. شاید اگر وقت شد بعد از عید گفتم کسی آمد خانه ی پر از خاکم را تکاند.
این روزهایمان به طرز خنده داری به راضی کردن دیگری برای اینکه عید را برویم سمنان یا شمال فکر می کنیم. می دانیم هر حرفی فقط توجیه و بهانه است. هر کسی دوست دارد عید پیش خانواده خودش باشد. رفتن هرکس پیش خانواده خودش هم نشدنی است. کارمان رسیده به شیر یا خط و آس انداختن و برگ سر کشیدن. هر دو هم می دانیم هر کسی ببرد آن یکی می زند زیرش. شاید دوئل کردیم شاید هم نه. در هر صورت اوضاع خنده دار خوب حرص دربیاری است.
ویار ترانه گوش دادن دارم. صبح که می آیم هرچه آهنگ توی هاردم هست از چاووشی و نامجو گرفته تا بلک کتس و آصف و مهستی خانم می ریزم توی ریل پلیر و می گویم بیا این همه آهنگ. خودت ردیفش کن بده من گوش بدهم و انصافن هم گاهی سلیقه اش خیلی خوب است.
کارم زیاد و خسته کننده و اعصاب خورد کن شده. انگار توی شرکت های خصوصی مهم ترین اصل این است که چطور بلد باشی توپت را بیندازی تو زمین دیگری (با همه تحقیر ها و اغراق ها و زور گویی ها). امروز مجبور شدم توپی را که داشت نفسم را می برید پاس بدهم به کسی که قبلن از عهده توپ هایش خوب برنیامده بود. له شد. حالا عذاب وجدان دارد از سلول های پوستم می زند بیرون مثل شیر مادری که قرار است از فشار قبر از پوستم بزند بیرون.
بهار را آنقدر دوست دارم که آمدنش برای عوض کردن حال من کافی باشد. بقیه چیزهای خوب عید به کنار. سال آینده کارهای زیاد و مهمی داریم. امیدوارم خوب سپری شود.